معرفی وبلاگ
من آنم که هرکس یادگاری از درد بر دلم گذارد و رفتـــ ! من آنم که هرچه زجـرم دادند کینه شان را به دل نگرفتم ؛ لحظه ها را میگذراندیــ ــم تا به خوشبختی برسیــم! غافل از اینكه خوشبختی در آن لحظه ها بــود كه گذراندیــم !! اَللُهـمَ عَجل لِولیــکَ الفَـــ ــرج
دسته
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 2891
تعداد نوشته ها : 13
تعداد نظرات : 3
Rss
طراح قالب
GraphistThem272

بی تو مهتاب‌شبی، باز از آن کوچه گذشتم،

همه تن چشم شدم، خیره به دنبال تو گشتم،

شوق دیدار تو لبریز شد از جام وجودم،

شدم آن عاشق دیوانه که بودم.

 

در نهان خانة جانم، گل یاد تو، درخشید

باغ صد خاطره خندید،

عطر صد خاطره پیچید:

 

یادم آم که شبی باهم از آن کوچه گذشتیم

پر گشودیم و در آن خلوت دل‌خواسته گشتیم

ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.

 

تو، همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت.

من همه، محو تماشای نگاهت.

 

آسمان صاف و شب آرام

بخت خندان و زمان رام

خوشة ماه فروریخته در آب

شاخه‌ها  دست برآورده به مهتاب

شب و صحرا و گل و سنگ

همه دل داده به آواز شباهنگ

 

یادم آید، تو به من گفتی:

                            از این عشق حذر کن!

لحظه‌ای چند بر این آب نظر کن،

آب، آیینة عشق گذران است،

تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است،

باش فردا، که دلت با دگران است!

تا فراموش کنی، چندی از این شهر سفر کن!

 

با تو گفتم:‌” حذر از عشق!؟ 

                                       ندانم !

سفر از پیش تو؟ هرگز نتوانم،

                                       نتوانم!

 

روز اول، که دل من به تمنای تو پر زد،

چون کبوتر، لب بام تو نشستم

تو به من سنگ زدی، من نه رمیدم، نه گسستم ...“

 

باز گفتم که : ” تو صیادی و من آهوی دشتم

تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم

حذر از عشق ندانم، نتوانم! “

 

اشکی از شاخه فرو ریخت

مرغ شب، نالة تلخی زد و بگریخت ...

 

اشک در چشم تو لرزید،

ماه بر عشق تو خندید!

 

یادم آید که : دگر از تو جوابی نشنیدم

پای در دامن اندوه کشیدم.

نگسستم، نرمیدم.

 

رفت در ظلمت غم، آن شب و شب‌های دگر هم،

نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم،

نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم ...

 

بی تو، اما، به چه حالی من از آن کوچه گذشتم


                                       واما پاسخ هما امیری به آن

بی تو طوفان زده دشت جنونم

صید افتاده بخونم

تو چسان می گذری غافل از اندوه درونم ؟

بی من از کوچه گذر کردی و رفتی

بی من از شهر سفر کردی و رفتی

قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم،

تا خم کوچه بدنبال تو لغزید نگاهم،

تو ندیدی!

نگهت هیچ نیفتاد براهی که گذشتی .

چون در خانه ببستم ،

دگر از پای نشستم ،

گوئیا زلزله آمد ،

گوئیا خانه فرو ریخت سر من

بی تو من در همه شهر غریبم

بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدائی

برنخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی

تو همه بود و نبودی ، تو همه شعر و سرودی

چه گریزی ز بر من ؟

که ز کویت نگریزم

گر بمیرم ز غم دل ،

به تو هرگز نستیزم

من و یک لحظه جدائی ؟

نتوانم ، نتوانم

بی تو من زنده نمانم .....

دسته ها :
سه شنبه دوم 10 1393 20:23

محمد جواد ظریف وزیر امور خارجه کشورمان در واکنش به همایش دلواپسی ودر پاسخگویی به نمایندگان مجلس گفت: ما ملت دلاوریم، دلواپس نیستیم.

ظریف و دلواپس! (کاریکاتور)


طرح از: حسین صافی
دسته ها : طنز
چهارشنبه هفدهم 2 1393 13:32
دسته ها : اجتماعي - انتقادي
جمعه بیست و سوم 12 1392 18:11
شركت رولز رويس انگليس سازنده خودروهاي لوكس با ارائه شكايتي خواستار محاكمه يك شهروند اماراتي مالك يك دستگاه رولز رويس شد.

به گزارش روزنامه الحيات چاپ لندن، اين اماراتي با استفاده از رولز رويس، علف و كاه، جابجا مي كند. او در صندوق عقب، داخل و بالاي خودروي رولز رويس، علف و كاه مي ريزد و براي شترهايش مي برد.

دفتر نمايندگي شركت رولز رويس در شهر ابوظبي قبل از اين شكايت، با اعزام نماينده اي تلاش كرد خودروي رولز رويس وي را خريداري كند اما او اين پيشنهاد را نپذيرفت.



شركت رولز رويس معتقد است اين شيوه استفاده شهروند اماراتي از خودرويش، به كاهش شأن برند رولز رويس منجر مي شود.
اين اماراتي رولز رويس اش را به عنوان هديه از فرزندش دريافت كرده بود.

البته مخالفت اين اماراتي با فروش خودرويش باعث نشد شركت رولز رويس از هدف خود چشم پوشي كند. اين شركت تلاش مي كند شكايتي را عليه اين شهروند اماراتي مطرح كند.

مالك اين خودروي رولز روس يكي از بزرگترين بازرگانان شتر در ابوظبي است.  او علاوه بر اين يكي از فعالان و شركت كنندگان مسابقات شترسواري است.
دسته ها : اجتماعي
يکشنبه یازدهم 12 1392 18:29
دسته ها : طنز
يکشنبه یازدهم 12 1392 17:36
X